آموزش کوچینگ

قدرت کوچینگ خالص

حسنا سمیعی

حسنا یک کوچ با تجربه و مدرس با پیشینه تجربی 13 ساله در حوزه منابع انسانی است. او ترکیب دانش و انبوهی از تجربه حضور در سازمانهای پیشرو را به ارمغان آورده و کمک به انسانها برای همخوانی و همسویی اهداف و توانایی های منحصر بفرد درونی شان، بزرگترین علاقمندی اوست.

رشد کوچینگ حرفه ای در سرتاسر جهان باعث ایجاد برداشتهای متنوعی در بین مراجعان کوچینگ در مورد اینکه کوچینگ چه چیزی هست و چه چیزی نیست، ایجاد می کند. ما بر این باوریم که برای اینکه مراجعان تأثیر کامل کوچینگ را همانطور که توسط ICF تعریف شده است، مشاهده کنند، کوچ ها باید موضع قوی تری برای به نمایش درآوردن قدرت کوچینگ «خالص» داشته باشند.

اشتراک‌گذاری نوشته:

رشد کوچینگ حرفه ای در سرتاسر جهان باعث ایجاد برداشتهای متنوعی در بین مراجعان کوچینگ در مورد اینکه کوچینگ چه چیزی هست  و چه چیزی نیست، ایجاد می کند. ما بر این باوریم که برای اینکه مراجعان تأثیر کامل کوچینگ را همانطور که توسط ICF تعریف شده است، مشاهده کنند، کوچ ها باید موضع قوی تری برای به نمایش درآوردن قدرت کوچینگ «خالص» داشته باشند.

 

زمانی که کوچ‌ها متعهد می‌شوند که فرآیند کوچینگ را به مراجعان خود ارائه دهند بدون اینکه آن را با روش‌های دیگر مانند مشاوره یا منتورینگ ترکیب کنند، ما نیز عمق بیشتری  از قدرت کوچینگ «ناب» را تجربه می‌کنیم. بدینگونه که  با بیداری خرد مراجع و دسترسی آنها به امکانهایی که هنوز برایشان در موقعیت ها و موضوعات مورد بررسی در مکالمات کوچینگ شناخته نشده است ، آگاهی مراجع، پتانسیل نهفته و خلاقیت ذاتی او را بهتر از هر روش توسعه انسانی دیگری آزاد می کند.

در این مقاله، ما 3 عنصر کلیدی را با شما به اشتراک خواهیم گذاشت که فرآیند کوچینگ «خالص» را به خودی خود قدرتمند می‌کند. این سه عنصر عبارتند از:

(1) اعتماد به فرآیند

(2) کنجکاوی فراوان

(3) ریسک پذیری.

 

دعوت به کاوش:

در طول جلسات کوچینگ آتی خود، توجه کنید که در کدام نقطه(ها) به فرآیند کوچینگ «خالص» اعتماد ندارید.

همانطور که متوجه شدید، به چه چیزی فکر می کنید؟

چه باورها، نگرش ها یا تجربیاتی زیربنای آن افکار است که شما را ترغیب می کند تا دانش، تخصص یا دیدگاه خود را وارد کنید؟

فرآیند کوچینگ “خالص” را آزمایش کنید و به میزان تعهد و پیگیری شما با مراجع خود توجه کنید.

 

اعتماد در پیشرفت

ICF کوچینگ را اینگونه تعریف می کند:

کوچینگ مشارکت با مراجعان در یک فرآیند تفکر برانگیز و خلاقانه است که الهام بخش آنها برای به حداکثر رساندن پتانسیل شخصی و حرفه ای است.

 

یکی از تعریف‌های فرهنگ لغت از «فرایند» این است: «مجموعه‌ای سیستماتیک از اقداماتی که به سمتی هدایت می‌شوند». شایستگی‌های کوچینگ ICF نشان‌دهنده مجموعه‌ای منظم از اقدامات «فرایند تحریک‌کننده و خلاقانه‌ای است که الهام‌بخش…» و «پایانی» که این اقدامات به سمت آن هدایت می‌شوند، «…به حداکثر رساندن پتانسیل شخصی و حرفه‌ای‌شان» است.

 

در فرآیند کوچینگ «خالص» که توسط شایستگی های کوچینگ تعریف شده است، یک کوچ حرفه ای:

 

با اخلاق و استانداردهای کوچینگ مطابقت دارد،

با مراجعان توافقات واضح ایجاد می کند (از جمله توافق نامه های جلسه فردی)،

محیطی از اعتماد و صمیمیت را فراهم می کند،

در هر لحظه به طور کامل حضور دارد،

فعالانه گوش می دهد،

سوالات قدرتمندی می پرسد و از ارتباط مستقیم استفاده می کند که همه اینها از طریق اقداماتی که  طراحی می شوند  به ایجاد آکاهی کمک میکند.

برنامه ها و اهداف برای آن اقدامات تعیین می شود، و پیشرفت و مسئولیت پذیری سنجیده می شود.

در طول کل فرآیند کوچینگ، مراجع توانا و مدبر است و کوچ کاملاً به درستی این موضوع معتقد است و بر این اساس با مراجع تعامل دارد. مهمتر از همه، مراجع تحت فشار قرار نمی گیرد. در عوض اعتماد کامل به مراجع برای انتخاب عاقلانه وجود دارد. کوچ به طور مداوم برای آنچه هست و در هر لحظه ظاهر می شود در دسترس است، مطمئن است که مهم ترین چیزها را درک می کند و به طور واقعی به آن پاسخ می دهد. کوچ تسلیم جریان و شتاب ایجاد شده در میدان متقابل بین مراجع و کوچ است که از طریق فرآیند کوچینگ “خالص” رخ می دهد.

 

کنجکاوی فراوان

یکی از رایج‌ترین جملاتی که از کوچها می‌شنویم این است: «مراجعان من از من انتظار دارند که بدانم و آنچه را که می‌دانم به آنها بگویم». وقتی با یک مراجع با این فرض به عنوان یک انتظار وارد رابطه می شوید، وارد یک رابطه مشاوره می شوید، رابطه ای که بر اساس آن شما به عنوان متخصص و نه همتای برابر است، نه یک رابطه کوچینگ حضور دارید. به یاد داشته باشید، تعریف کوچینگ یک “فرآیند تفکر برانگیز و خلاق” را توصیف می کند. در مورد گفتن چیزهایی که از پیش مشخص و شناخته شده است ، چه چیز تفکر برانگیز یا خلاقی وجود دارد ؟

 

با اشاره مجدد به شایستگی های اصلی کوچینگ ، که بیان می کند “کوچ با ندانستن برای ورود به حوزه گسترش آگاهی راحت است.” کوچ کنجکاوی کاملی را نشان می‌دهد و “سوالات کوچ کاملاً بر اساس کنجکاوی است و سوالاتی را نمی پرسد که بخواهد پاسخ آنها را بداند.”

پرورش حالت کنجکاوی فراوان به معنای تمایل به ندانستن واقعی است. هر چیزی را که فکر می‌کنید می‌دانید کنار بگذارید و سؤالاتی بپرسید که می‌تواند آنچه را که مراجع می‌داند یا راه‌حل‌هایی که کاملاً منحصر به مراجع و موقعیت مراجع است را بیان کند. این مانع از پرسیدن سؤالات اصلی می شود، سؤالاتی که شما به آنها وابسته هستید یا پاسخ آنها را می دانید. به عبارت دیگر، هیچ شرطی برای سؤالاتی که مطرح می کنید وجود ندارد و یا نتیجه از پیش تعیین شده ای مورد انتظار است.

 

این حالت کنجکاوی از شما می‌خواهد که به عنوان کوچ، خودجوش باشید، جسور باشید و نسبت به خودتان و مراجع‌تان بی‌اطلاع باشید. با انجام این کار، می‌توانید بدون هیچ زحمتی آگاهی، وضوح و راه‌حل‌های جدیدی را که از مبادله بین شما ناشی می‌شود، از مراجع دعوت کنید، درخواست کنید و از او استفاده کنید.

 

کنجکاوی فراوان فضایی است که در آن شما و مراجع‌تان می‌توانید رمز و راز را جشن بگیرید و در مورد همه چیز تعجب کنید بدون اینکه نیازی به دانستن دلیل آن داشته باشید. این فضایی از نوآوری، خلاقیت و کاوش نامحدود است که می تواند بینش های شگفت انگیز و تاثیرگذاری را به همراه داشته باشد.

 

دعوت به اکتشاف

در طول جلسات کوچینگ آتی، توجه کنید که در چه نقطه‌ای می‌بینید که به تجربه، باورها، نگرش‌ها یا دانش خود اجازه می‌دهید توانایی شما برای کنجکاوی فراوان را مسدود کند.

همانطور که متوجه شدید، متوجه می شوید که چه فکر می کنید و چه کار می کنید؟

پس از شناسایی آن افکار، چگونه می توانید انتخاب کنید که به کنجکاوی فراوان بازگردید؟

ریسک پذیری

ریسک پذیری در اینجا به توانایی مراجع در بیان عظمت خود اشاره دارد. همچنین در خدمت ایجاد آگاهی است که هنوز کشف نشده است. یک کوچ نباید از پرسیدن سوالاتی که باعث ناراحتی او یا مراجع یا هر دو می شود بترسد.

زمانی که یک کوچ به طور مداوم به فرآیند کوچینگ «ناب» اعتماد کند و از روی کنجکاوی فراوان با مراجع به بررسی آن بپردازد، فرصت‌های ریسک‌پذیری آشکار می‌شوند. کوچ و مراجع راحت تر هماهنگ می شوند و آشکارا به آنچه در فضای بین شما و مراجع دیده می شود، شنیده می شود، حس می شود و احساس می شود دسترسی پیدا می کنند و نام می برند. به عبارت دیگر، کوچ و مراجع از ناراحتی ناشناخته ها راحت می شوند و پیشرفت های تازه را تسهیل می کنند.

 

هم‌افزایی راه‌های متعدد درک، اجازه دیدن، شنیدن، حس کردن، احساس کردن، ارتباط و به اشتراک گذاشتن هر چیزی را که در تبادل تجربه می‌شود، ایجاد می‌کند. کلیت موقعیتی که در آن همه چیز اهمیت دارد به وضوح مشهود است. در این فضا، مفروضات، دیدگاه ها و باورهای مراجع می تواند به چالش کشیده شود. هر دوی شما می توانید عمیقاً در هر ناهماهنگی، ناهماهنگی، ناهماهنگی یا پارادوکس موجود در موقعیت یا گفتگو فرو بروید.